عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
129
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ترسايان گويند ، بلكه من بندهء خدايم آفريدهء اويم و وى خداوند من . و نيز رد ايشانست كه در مادر وى طعن زدند كه : يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ ! رب العالمين براءة ساحت مريم را ، و روشنايى چشم وى را آن سخن در حال طفوليت بر زبان وى براند . اين جا نكتهاى عزيز است : چون در علم خدا بود كه مريم از عيسى روشنايى چشم و سرور دل خواهد بود در دنيا و در عقبى ، رب العالمين بار و رنج عيسى در وقت ولادت بر وى نهاد ؛ و ذلك فى قوله تعالى : فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ - تا حق وى واجب شد . آن گه در مقابلهء آن رنج و شدت نعمت و راحت بوى رسيد . - و حال مصطفى ( ص ) با مادر وى به عكس اين بود ، چون در علم خدا بود كه مادر را از وى نصيب نخواهد بود ، نه در دنيا نه در آخرت ، بار مصطفى ( ص ) بر وى ننهاد ، و در وقت ولادت هيچ رنج بوى نرسيد ، تا حقى واجب نگشت . نظير اين قصهء نوح ( ع ) است با امت خويش ، و قصهء مصطفى ( ص ) است با امت خويش . نوح را گفتند : رنج امّت بر خويشتن منه و بار بلاء ايشان مكش ، كه هرگز ترا از ايشان روشنايى چشم و سرور دل نخواهد بود ، لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ پس بر مقتضى اين خطاب دعا كرد : رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ، ففعل اللَّه ذلك ، و مصطفى ( ص ) را گفتند : يا سيد ! رنج امت خويش احتمال كن ، و بر ايشان صابر باش فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ و اگر ازيشان زشتى بينى از آن درگذر و عفو كن : خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ كه ترا از ايمان ايشان روشنايى چشم و سرور دل خواهد بود . اينجا لطيفهاى گفتهاند چنانستي كه : رب العالمين گفتى : بندهء من هر چه بلا و محنت و شدت است از بيمارى و گرسنگى و تشنگى و غم روزى و بيم عاقبت ، اين همه